|
عاشقانه |
|
|
يک شب آمد زير و رويم کرد و رفت بغض تلخي در گلويم کرد و رفت پايبند جستجويم کرد و رفت عاقبت بي آبرويم کرد و رفت اين دل ديوانه آخر جاي کيست آنکه مجنونش منم ليلاي کيست..؟ مذهب او هر چه بادا باد بود خوش به حالش کينقدر آزاد بود بي نياز از مستي و مي شاد بود چشم هايش مست مادر زاد بود .!!! |